تبليغاتX
خبرنویس

مي‌نويسم،

خط مي زنم

دوباره مي‌نويسم،

باز هم خط مي‌زنم

هي مي نويسم و خط مي زنم و مي نويسم و...

شايد واژه‌اي يا جمله‌اي که  خوشت بيايد!

نه! نمي‌شود

مثل پيچک به جان قلم مي‌افتم

بازهم مي‌نويسم و خط مي زنم

و من در اين نوشتن و خط زدن‌ها

چه حال خوشي دارم

پس مي‌نويسم و از نو خط مي‌زنم

 

گذرت که افتاد کسي را ميان کاغذهاي مچاله ديدي

منم!

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/18 و ساعت 3:59 |

چهل روز است روي زخم عميق عاشورا مرهم مي‌گذاريم ، تازه‌تر مي‌شود

چهل روز است صداي هق هق فرشته‌ها لابلاي لحظه‌هايمان مي‌پيچد اين داغ داغ‌تر مي‌شود

چهل روز است نسيم روي شانه‌هاي بي تکيه‌گاه مرثيه مي‌خواند

ناگهان صدايي سکوت را مي‌شکند... برادر!

پشت حصار هزار و اندي سال اربعين، ما سياه پوشان خورشيد چاک چاک سرزمین طف، در

فراق فرزند آفتاب گريبان مي‌دريم...

آسمان چه گريه‌اي مي‌کند

خدايا، به اين اشکها! بيشتر چشم به راهمان مگذار

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/15 و ساعت 21:42 |
دیشب رو به روی سقف نقاشی می کشیدم پشت پلکهایم

چه قدر قشنگ بودی و آسمانی

کوتاه دیدمت حیف 

خواب مرا برد!

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/14 و ساعت 20:4 |

گاهي سرد، گاهي گرم ، گاهي سفيد، زمستان از جاده‌هاي تاول زده زمان آرام عبور مي‌کند و ما  در قاب اين حيات مجازي، سرگرم نان، در روزمرگي عميقي غوطه مي‌خوريم تا بهار بيايد... غصه‌مان که مي‌گيرد، اشک سراسيمه روي گونه‌ها مي‌لغزد و دل بي‌هوا سراغ تو را مي‌گيرد که پاکان و راستگويان کجايند و راهنمايان دين و پايه‌هاي علم کجايند و تو کجايي!

ما به آدينه‌اي دل بسته‌ايم که مي‌آيد و روزهاي تاريک تاريخ را روشن مي‌کند

خودمانيم، تو بيايي چقدر شيرين مي‌شود روزگار اي صاحب الزمان!

 

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/08 و ساعت 21:22 |

پليس راه مدام هشدار مي‌دهد:" زنجير چرخ ببنديد"

و من

زنجير چرخ دلم را سفت بسته‌ام

تا سُر نخورد

در این سربالايي رو به آسمان عشق

چشمهاي صاف من!

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/07 و ساعت 15:48 |
دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می ‌خوانند!

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/05 و ساعت 20:19 |

وقتي پرنده‌ درونمان، غمين گوشه‌اي کز مي‌کند، با هزار "اميد" او را در آسمان "انتظار" پرواز مي‌دهيم،

وقتي اين دل پريشان در جمعه بازار به هم ريخته خيال مچاله مي‌شود به پايش "صبر" مي‌ريزيم و ما به

اين همه دلخوشيم که فرمود: خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم بر محبت و ولايت ما و بيزاري از

دشمنانمان پايدار ‌ماندند، آنها از ما و ما از آنهاييم.(امام موسي کاظم ع)

 اگر روزي گذرت به کوچه چشمهاي ما افتاد که خدا کند زودتر، اين حرفهاي بريده بريده را جمع مي‌کنيم و

آفتاب در دست، مشق اين همه دلتنگي را خط مي‌زنيم.

بروم، دارد باران مي‌آيد...

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/11/02 و ساعت 14:16 |
انگار نه انگار زمستان است

دخترم هر روز صبح شال و کلاه می کند و دستکش می پوشد  مبادا سرما بخورد

اما کمی که می گذرد می گوید: بابا می توانم بستنی بخورم ؟

پیشتر به او گفته ام وقتی گرم است می توانی

و من دیگر نمی توانم مدام به او بگویم زمستان است

زیرا انگار نه انگار زمستان است

یادش بخیر وقت کودکی که قدمان برف می بارید

که سفید بودیم مثل برف...

دلم برای سفیدی تنگ شده

لابد تابستان هم باران خواهد آمد و سیل ...

کلافه ام

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/10/30 و ساعت 17:24 |

 انتظار یعنی خوب بودن ، مهربانی

 یعنی دلهایمان را پر کنیم از خدا

 یعنی آدمهای دوروبر از از چشم و زبانمان در امان باشند.

 انتظار یعنی تلاش برای رها شدن از دام جاهلیت مدرن

 یعنی نشستن پای حرفهای قشنگ خدا

 (( و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض  و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين )) آيه ۵ سوره قصص قرآن کريم

 وقتی نمی خواهم این غصه ها در گلویم رسوب کند چشمهایم را التماس که نه ، تهدید  می کنم و دستهایم را که به آسمان آویخته است لبریز از دعای فرج

 برای این چشمها که سالهاست که جمعه هارا بی خورشید غروب می کند چه غم اگر خورشید بگیرد.

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/10/26 و ساعت 21:0 |

سلام، حضرت نور،

 باز هم نيامدي و من اين دل تب‌ کرده را با اشکهاي فراق پاشويه مي‌دهم و زير لب برايش آرام آرام مي‌خوانم: سلام علي آل ياسين السلام علیک یا داعی الله ...

 بودنت براي اهل زمين امان است مثل ستاره‌ها براي آسمان ۱

 اما باور کن اين فراق ويرانمان کرد، منم و اين بغضهاي کهنه که هر جمعه تازه مي‌شوند وقتي تو دير مي‌کني  

من، دلم برايت تنگ مي‌شود حضرت خورشيد

 دارم به آن روزي فکر مي‌کنم که مي‌آيي و من براي آن که بيشتر ببينمت، کمتر پلک مي‌زنم

۱-  إِنّي لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ  (امام زمان عج)

 کمال الدين ص 485 /  بحار الانوار ج53 ص 190

 

+ نوشته شده توسط علی احمدی در 88/10/17 و ساعت 23:12 |